خدا، صدایم را می‌شنوی؟! نمی‌دانم میان این‌همه آفریده‌ات، مخاطب آن «احسن‌الخالقین»ِ نخستین روزها را یادت هست یا نه! منم؛ فرزند آدم و حوایی که از بهشتت راندیشان به زمین.
من زادۀ همین زمینم؛ اهل همین خاک! می‌دانی...؟! اینجا رسم است که همه برای تمام حرف‌ها و ادعاهاشان، از هم سند می‌خواهند!
و من وعدۀ بهشتت را بارها و بارها خوانده‌ام و شنیده‌ام؛ اما... !
امشب می‌خواهم سؤالم را رودررو از خودت بپرسم: تو که بالاتر از تمام بالانشینانی، به من بگو با کدام نشانه باور کنم آنچه را که هرگز  حتی ذره‌ای هم ندیده‌ام؟!
مگر نه اینکه خالق این دنیا و بهشت آن‌دنیایی یکی‌ست؟! پس چرا هرچه چشم می‌گردانم در این دنیا... ؟!
ببخش که بد شدم و ناشکر! دیر یا زود باید خو بگیرم به عادت‌های بد اهالی دنیایی که تو آفریده‌ای! اینجا برای همه‌چیز، حتی برای باور عشق، محکم می‌ایستند و سند می‌طلبند از هم.

نیازی که نیست بگویم جوابم را چقدر زود می‌‌‌خواهم! تو خودت می‌دانی عمر آدمیزاد چقدر کوتاه است!



تاريخ : جمعه بیست و دوم تیر ۱۳۹۷ | 23:31 | نویسنده : شهربانوسادات |