تمام راهِ رفتن برام سرد بود. وجودم حتی از نور هم میلرزید.
تمام راهِ برگشتن، من گریه میکردم و آسمون داشت دنبال رد بارون خودش میدویید.
کسی چه میدونه که چرا این راه راست اینقدر برام طولانی شده بود!
تمام راهِ برگشتن، من گریه میکردم و آسمون داشت دنبال رد بارون خودش میدویید.
کسی چه میدونه که چرا این راه راست اینقدر برام طولانی شده بود!
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۷ | 21:30 | نویسنده : شهربانوسادات |
.: Weblog Themes By Pichak :.
